تاريخ : یکشنبه یازدهم خرداد 1393 | 17:32 | نویسنده : محمدرضا
تصاویری از گل اقاقیا وفواید آن اقاقیا درخت تصاویر درخت اقاقیا نیز به عنوان درخت ترکه برای ساختن سبد شناخته شده است. در اقاقیا درخت گالری عکس شما خواهد شد بسیاری خوبی پیدا عکس از درختان آکاسیا. در زیر تصاویری از درختان آکاسیا شما خواهد شد بسیاری از حقایق شگفت انگیز درختان اقاقیا پیدا کنید. شامل اطلاعاتی در مورد گونه های درخت اقاقیا، کاشت اطلاعات و خیلی بیشتر به شما کمک کند شناسایی اقاقیا درخت. این اطلاعات با ارزش و مفید است که می تواند کمک به شما برای یادگیری بیشتر در مورد است درخت اقاقیا. اقاقیا درخت تصاویر نمایش هر عکس درخت اقاقیا شما در اندازه کامل می خواهم فقط بر روی تصویر درخت اقاقیا را کلیک کنید. لذت بردن از این تصاویر از اقاقیا درخت اقاقیا درخت گالری عکس اقاقیا درخت اقاقیا شعب اقاقیا اقاقیا درخت آفریقایی شعب اقاقیا اقاقیا تصاویر اقاقیا درخت 1 - تصاویر اقاقیا درخت 2 اقاقیا درخت، آمار و اطلاعات در مورد اقاقیا درخت اقاقیا یک جنس از بوته ها و درختان متعلق به Mimosoideae زیرخانواده از خانواده بقولات، برای اولین بار در آفریقا توسط گیاه شناس سوئدی کارل لینه در سال 1773 شرح داده شده است. برگ اقاقیهاست است شکل پر ترکیب به طور کلی. در برخی از گونه ها، با این حال، به خصوص در انواع جزایر استرالیا و اقیانوس آرام، جزوات سرکوب شوند، و برگ، ساقه (دمبرگ) به صورت عمودی پهن و در خدمت هدف از برگ. اینها به عنوان فیلودس شناخته شده است. جهت گیری عمودی از فیلودس آنها را از نور شدید خورشید محافظت می کند، به عنوان با لبه های خود را به سمت آسمان و زمین که آنها از نور رهگیری نیست، بنابراین به طور کامل به عنوان برگ به صورت افقی قرار می گیرد. چند گونه (مانند glaucoptera اقاقیا) فاقد برگ و یا فیلودس در دسترس نباشد، اما دارای جای cladodes، فتوسنتز برگ مانند تغییر در ساقه عملکرد به عنوان برگ. گل ها کوچک پنج گلبرگ بسیار کوچک، تقریبا پرچم طولانی پنهان، و در خوشه متراکم کروی یا استوانه ای مرتب، آنها زرد یا کرم رنگ در اکثر گونه ها، سفید در برخی، حتی بنفش (purpureapetala اقاقیا) یا قرمز ( اقاقیا leprosa سرخ شعله). درخت اقاقیا دانه ها معمولا برای مواد غذایی و انواع دیگر محصولات استفاده می شود. در برمه، لائوس و تایلند، شاخه پر از pennata اقاقیا در سوپ، ادویه کاری، املت استفاده می شود، و هم بزنید، سیب زمینی سرخ کرده. گونه های مختلف آدامس عملکرد اقاقیا. آدامس واقعی عربی محصول سنگال اقاقیا، در خشک استوایی غرب آفریقا از سنگال فراوان به شمال نیجریه است. تعداد کمی از گونه ها به طور گسترده ای به عنوان زینتی در باغ رشد کرده است. محبوب ترین شاید اقاقیا dealbata (نقره ای ترکه برای ساختن سبد) است، با سبز مایل به زرد و جذاب خود را به برگ نقره ای و گل های زرد روشن، آن را به غلط به عنوان "حساس" در برخی از مناطق که در آن است شناخته شده کشت، از سردرگمی با جنس مربوط به ابریشم. چوب آن برای مبلمان استفاده می شود، و طول می کشد لهستانی بالا، برخی از گونه های اقاقیا با ارزش به عنوان چوب، مانند اقاقیا melanoxylon (بلک وود) از استرالیا، که نایل به اندازه بزرگ و omalophylla اقاقیا (Myall چوب، نیز استرالیا)، که بازده چوب های معطر مورد استفاده برای زیور آلات. اقاقیهاست شامل تعدادی از ترکیبات آلی هستند که آنها را از آفات و حیوانات علف خوار دفاع کند. بسیاری از این ترکیبات در انسان روانگردان است. آلکالوئیدهای موجود در اقاقیهاست شامل dimethyltryptamine (DMT)، 5 متوکسی-dimethyltryptamine (5-MEO-DMT) و N-methyltryptamine (NMT). این گیاه برگ، ساقه و / یا ریشه گاهی را به یک دم ساخته شده است همراه با برخی از کارخانه MAOI حاوی و به صورت خوراکی برای درمان، تشریفاتی و یا استفاده های مذهبی مصرف می شود. تصاویر اقاقیا درخت 1 - تصاویر اقاقیا درخت 2 انواع اقاقیا درختان، مختلف اقاقیا گونه درخت •اقاقیا KOA درخت •آبی برگ ترکه برای ساختن سبد درخت •جعبه برگ درخت ترکه برای ساختن سبد •ساحل ترکه برای ساختن سبد درخت •Espinillo اقاقیا درخت •کتان برگ درخت ترکه برای ساختن سبد •سبز ترکه برای ساختن سبد درخت •خارپشت ترکه برای ساختن سبد درخت •درخت گردوی امریکایی درخت ترکه برای ساختن سبد •درخت عرعر ترکه برای ساختن سبد درخت •کانگورو خار اقاقیا درخت •قطعه زمین صاف مرتفع و خشک افریقا خار اقاقیا درخت •در اواخر گلدهی سیاه ترکه برای ساختن سبد درخت •نوعی درخت اقاقیا اقاقیا درخت •میرتل ترکه برای ساختن سبد درخت •Nyanga تخت بالا اقاقیا درخت •کوره ترکه برای ساختن سبد درخت •خاردار موسی اقاقیا درخت •سجده اقاقیا درخت •قرمز برگ درخت ترکه برای ساختن سبد •معطر غلاف اقاقیا درخت •نقره ای ترکه برای ساختن سبد درخت •رودخانه برفی ترکه برای ساختن سبد درخت •پخش ترکه برای ساختن سبد درخت •سنبله ترکه برای ساختن سبد درخت •رجد برگ درخت ترکه برای ساختن سبد •شیرین ترکه برای ساختن سبد درخت •درست Mulga اقاقیا درخت •دو Veined درخت گردوی امریکایی درخت اقاقیا •چتر کاربر فعال اقاقیا درخت •در حالی که اشک Myall اقاقیا درخت اقاقیا درخت نظرها مورچه ها درخت اقاقیا به عنوان محافظان حفاظت از درخت اقاقیا از حشرات مضر، حیوانات و انسان ها عمل می کنند. با تشکر از شما برای بازدید از ما اقاقیا درخت تصاویر، به زودی اضافه خواهد برای برخی از تصاویر درخت بزرگ بیشتر! چشمگیر تصاویر درخت مجموعه ای از تصاویر درخت چشمگیر درختان پاییز پاییز تصاویر عکس برمودا درخت درخت کریسمس تصاویر هر نوع گیان یا بوته یا درخت از جنس بامیه از خانواده پنیر کیان درخت گل زمستان درخت تصاویر چشمگیر تصاویر درخت جنگل راه درخت عکس بلوط درخت تصاویر سرو درختان عکس کاج درخت تصاویر درختان: عکس کنندگان درخت، عکس و تصاویر نخل درخت تصاویر راش درختان درختان نخل بلوط گالری درخت درخت کریسمس درختان افرا اپل درخت گالری عکس اپل درخت عکس درختان نخل به گالری درخت افرا ژاپنی کاج گالری درخت درختان بید رده inShare.صدای جیر جیر آمار درخت، چیزهای بی اهمیت ایالات متحده زمین است که توسط بیش از 30 درصد با درختان و جنگل های تحت پوشش درخت تصاویر آنلاین را می توان در بیش از 50 زبان مشاهده شده برای مشاهده درخت تصاویر آنلاین دسته های درخت در زبان مورد نظر خود را انتخاب کنید "انتخاب زبان" در منوی به زبان شما ... پس از آن منتظر لحظه ای و صفحات جدید تصاویر درخت ظاهر می شود. لذت بردن از این عکس درخت

تاريخ : شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 | 18:51 | نویسنده : محمدرضا
لیلة الرغائب (نامی عربی به معنی: شب آرزوها) به نخستین شب جمعهٔ ماه رجب گفته می‌شود. به نقل از پیامبر اسلام اعمالی برای این شب ذکر شده‌است: روز پنج شنبه اول ماه رجب - در صورت امکان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاءدوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر«اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. التماس دعا برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن کوتاه زیبا, متن عاشقانه زیبا, متن عشقولانه نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 14:0 توسط مينو| 3 نظر | -------------------------------------------------------------------------------- یه داستان زیبا از طرف یکی از دوستان خوبم چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده ,, خوب ما همه گیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش اول بوسش کردم و بهش تبریکگفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیرزن پیره مرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود , اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه ۴-۵ ساله ایستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم , دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش ,, به محض اینکه برگشت من رو شناخت , یه ذره رنگ و روش پرید ,, اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از ۲-۳ هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده ,, همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت ,, داداش او جریان یه دروغ بود , یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم,, دیگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم ,, همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن , پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم ,, الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم ,,, پیر مرده در جوابش گفت , ببین امدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه ۱۸ هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده ,, همینطور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین ,, پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار ,, من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور اب باز بود و داشت هدر میرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم ,, رو کردم به اسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن ,, بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین ,, ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم ,, گفت داداشمی ,, پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نکنم ,, این و گفت و رفت ,, یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه , ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم

تاريخ : شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 | 18:51 | نویسنده : محمدرضا
لیلة الرغائب (نامی عربی به معنی: شب آرزوها) به نخستین شب جمعهٔ ماه رجب گفته می‌شود. به نقل از پیامبر اسلام اعمالی برای این شب ذکر شده‌است: روز پنج شنبه اول ماه رجب - در صورت امکان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاءدوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می‌شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر«اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله» گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر «رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم» گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر «سبوح قدوس رب الملائکة والروح» گفته شود. در اینجا می‌توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. التماس دعا برچسب‌ها: متن عاشقانه کوتاه, متن عاشقانه غمگین, متن کوتاه زیبا, متن عاشقانه زیبا, متن عشقولانه نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 14:0 توسط مينو| 3 نظر | -------------------------------------------------------------------------------- یه داستان زیبا از طرف یکی از دوستان خوبم چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده ,, خوب ما همه گیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش اول بوسش کردم و بهش تبریکگفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیرزن پیره مرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود , اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه ۴-۵ ساله ایستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم , دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش ,, به محض اینکه برگشت من رو شناخت , یه ذره رنگ و روش پرید ,, اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از ۲-۳ هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده ,, همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت ,, داداش او جریان یه دروغ بود , یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم,, دیگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم ,, همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن , پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم ,, الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم ,,, پیر مرده در جوابش گفت , ببین امدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه ۱۸ هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده ,, همینطور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین ,, پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار ,, من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور اب باز بود و داشت هدر میرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم ,, رو کردم به اسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن ,, بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین ,, ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم ,, گفت داداشمی ,, پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نکنم ,, این و گفت و رفت ,, یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه , ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم

تاريخ : شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 | 18:8 | نویسنده : محمدرضا
با تو هستم که بیهوده تهمت میزنی..... گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ... تهمت، آفت اخـلاقی و اجتماعی، سلاح برنده ای است كه دشمنان حق و تجاوزگران به حریم انسانیت در طول تاریخ و خاصه در راستای تاریخ ادیان الهی علیه پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام و طـلایه داران هدایت بشریت آن را بارها به كار گرفته و با این حربه تاكنون ضربه های كوبنده ای هم بر پیكره انسانیت وارد آورده اند. كاربرد این سلاح بُرنده كه عموماً از سوی طـاغوت ها و استبدادگران و مزدوران جیره خوار آنها و افراد مغرض و آلوده اعمال می گردیده است، گاهی چنان ویرانگر بوده كه پیامبران معصوم و فرستادگان خداوند را كه برای هدایت و سامان بخشیدن به مشكلات بشریت آمده بودند و بر سر این هدف فداكاری می كردند و حتی جان می باختند، آنان را دشمنان مردم و مخرب جـامعه معرفی كرده است. حربه تهمت در طـول تاریخ از سوی حسودان و قدرت طـلبان و بیمار دلان و گاهی افراد پست و سست عنصر و شكست خورده یك وسیله عقده گشایی یك جنگ و یك وسیله از میدان بدر كردن رقیب و خـراب كردن كسی كه مورد عناد و كینه آنان بوده واقع شده است و در میدان زندگی و در صحنه ادای رسالت بسیاری از افراد پـاك ضربه ها دیده اند و محروم و مظلوم واقع شده اند. دشمنان دین خدا نوح نبی علیه السلام را دیوانه، موسی علیه السلام را جادوگر، هود علیه السلام را سفیه و نادان، پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه و آله را شاعر كاهن مجنون می نامیدند. بسیاری از علما و دانشمندان مورد افترا و تهمت قرار گرفته به انزوا و زندان و حبس و تبعید مبتلا شده و زحمات طاقت فرسا و هستی و حیات آنان نابود شده است. گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ... تهمت زدن به بى گناه از زشت ترین كارهایى است كه اسلام آن را به شدت محكوم ساخته است. آیات قرآن و روایات متعدد اسلامى كه درباره این موضوع وارد شده است، نظر اسلام را در این زمینه روشن مى سازد: «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.»1 یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ به حساب آورده شده است، تهمت زدن خصوصاَ تهمت زدن به زنان است: «إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « کسانی که زنان پاکدامن و بی ‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می ‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.2 «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»؛ «در آن روز زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالی که مرتکب می ‏شدند گواهی می ‏دهد.»3 همچنین می فرماید: «وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و آنان که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده ‏اند آزار می ‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‏ اند.»4 مجازات تهمت در دنیا و آخرت خداوند در قرآن می فرماید: «وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَدًا وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ «و کسانی که آنان پاکدامن را متهمّ می ‏کنند، سپس چهار شاهد(بر مدّعای خود) نمی ‏آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند، مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می ‏بخشد)؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.» برچسب‌ها: تهمت 5 نظر چوب تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 22:40 | نویسنده : علی یارو پدرش تو بستر مرگ بوده می گه بیا بشین کنارم کارت دارم بعد یه چوب می ده دست پسرش. پسره هم که می خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه. پدره سکته می کنه درجا می میره. مامانش می گه خاک تو سرت اینساز نی از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسیده بود! 2 نظر نماز تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 22:28 | نویسنده : علی نمازی كه از ترس جهنم خوانده شود، نماز بردگان است. نمازی كه به شوق بهشت خوانده شود، نماز تاجران است. اما نماز اولیاء الهی نمازی است كه با عشق به خدا اقامه می شود. "امام صادق(ع)" نظر بدهید احساس کودکانه تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 22:47 | نویسنده : علی مدیر دبستان: پسر شما شما اخراجه پروندشو تحویل بگیرین پدر: چرا؟ مدیر:در تمام دوره کاریم با چنین چیزی رو به رو نشده بودم پدر: با چی؟ تو رو خدا یه جوری حرف بزنین که منم بفهمم درس نخونده کتک کاری کرده اخه چی کار کرده؟ اون بچه تازه کلاس پنجمه یه سال نمیشه که مادرش رو از دست داده انصافه اخراجش کنید؟ حرف بزنین چیکار کرده؟ اصلا الان کجاست؟ مدیر: بچه شما _ _ _ بچه شما_ _ _ پدر: بچه من چی؟ مدیر: بچه شما وسط کلاس جلو بیست جفت چشم به معلمش گفته: عاشقتم عشقم پدر: آ آ آ بغضش را فرو میخورد پدر:الان کجاست؟ مدیر: پشت در پدر از اتاق خارج میشود همه جا را خوب نگاه میکند اما اثری از پسرش نیست بلند داد میزند سیاوش اما جوابی نمیشنود چشمش به صندلی های کنار در میخورد و کیف پسرش را انجا میبیند روی کیف روی یک تکه کاغذ نوشته شده بود: صداش خیلی شبیه مامان بود بابا منو ببخش …!!! دبستان مادر معلم پدر کودکانه۱۳۹۲-۱۲-۰۳ سعید جنگجوی برچسب‌ها: احساس کودکانه 1 نظر علی شریعتی تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 22:8 | نویسنده : علی زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم. ( دکتر شریعتی ) برچسب‌ها: علی شریعتی نظر بدهید آدم تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 22:5 | نویسنده : علی آدم های ساده را دوست دارم! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند! همان ها که برای... همه لبخند دارند! همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند! آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است!! آدم های ساده را دوست دارم! بوی ناب “ آدم ” می دهند برچسب‌ها: آدم نظر بدهید مترسک تاريخ : چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 10:44 | نویسنده : علی مترسک گفت:گندم توشاهدباش مرابرای ترساندن آفریده اندامامن عاشق پرنده ای بودم که ازگرسنگی مرد.............................. نظر بدهید عمری به کوتاهی یک سجده تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 8:43 | نویسنده : علی عمری به کوتاهی یک سجده.. روزی یکی از انبیای الهی در گذر خود به مردی پیر و فرتوت برخورد که برای خود جایگاهی در بالای درختی کهن‌سال ساخته بود و در آن به عبادت خدا مشغول بود. سر سخن را با او باز کرد و در نهایت پرسید: حالا چرا اینجا زندگی می‌کنی؟ گفت: جوان که بودم در عالم رؤیا به من خبر دادند که بیش از ۹۰۰ سال زندگی نخواهم کرد، لذا حیفم آمد که این عمر کوتاه را به جای عبادت، در راه ساختن خانه و کاشانه تلف کنم. آن نبی گفت: اما به من خبر رسیده که زمانی خواهد رسید که در آن مردمان بیش از ۸۰ یا ۹۰ سال عمر نمی‌کنند، اما برای خود قصرها و برج‌ها می‌سازند. او گفت: عجبا، اگر عمر من ۹۰ سال بود که آن را با یک سجده سپری می‌کردم برچسب‌ها: عمری به کوتاهی یک سجده نظر بدهید آخرین زنگ خدا تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 10:40 | نویسنده : علی هیج می دانید آخرین زنگ خدا کی به صدا در می آید ؟ خدا می داند ولی .......... آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد ونه می شود سر کسی را کلاه گذاشت . آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه ی بزرگی اش از یک جلسه ی امتحان مدرسه هم کوچکتر بود ! .... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد. خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد ، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوبها بنویسند. خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگ های تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم. خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم . وسعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چک نویسی بیش نیست . چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است برچسب‌ها: آخرین زنگ خدا نظر بدهید خدا تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 10:35 | نویسنده : علی خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان اما بقدر فهم تو کوچک میشود و بقدر نیاز تو فرود می آید و بقدر آرزوی تو گسترده میشود و بقدر ایمان تو کارگشا میشود و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود و به قدر دل امیدواران گرم میشود برچسب‌ها: خدا نظر بدهید خدایا تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 22:7 | نویسنده : علی خدایا اگر خوابم بیدارم کن و اگر خزانم بهارم کن. اگر در هزار توی شب گم شده ام، جاده صبح را نشانم بده و اگر از تو دور مانده ام در نزدیکی دستان گرم خود مکانم بده! خدایا اگر تو روبروی من ندرخشی، هیچ یک از پنجره های جهان را باز نخواهم کرد و اگر تو به رویم لبخند نزنی، شکوه ها و گلایه هایم را آغاز نخواهم کرد. خدایا، از عقربه های ساعت گله دارم که زمان را با خود بردند و مرا میان زمین و آسمان بلاتکلیف گذاشتند. از روزگار گله دارم که هیچ گاه دست مرا به گرمی نفشرد و پیوسته مرا به سایه ها سپرد. از خودم گله دارم که هرگز پاهایم را به دوردستها نفرستادم و قلب فرسوده ام را زیر باران تند بهاری نشستم. خدایا، کاش حرف عاشقانه ای بودم و دهان به دهان می گشتم. کاش شاخه ای سرسبز بودم و پرنده های فقیر بر شانه ام می نشستند. کاش نرده ای بودم و مسافران خسته به من تکیه می دادند. کاش پشت پرده شب پنهان نمی شدم. کاش اینچنین و آنچنان نمی شدم. کاش وقتی باران می بارید به خیابان می رفتم تا ناخن هایم شکوفه بدهند. خدایا، این پوست را که تو را دوست دارد، چگونه از خود جدا کنم؟ اشک هایم را که تو در قطره قطره آن پیدایی، چگونه در دستمالی کهنه بپیچم و در صندوق بگذارم؟ غم های مقدسم را که اصل و نسب آن ها به تو می رسد، چگونه از یاد ببرم؟ خدایا، امروز که پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگان ندارم، امیدم به توست. پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفترهای دیروزم را ورق بزنی، دوستم داشته باش. برچسب‌ها: خدایا نظر بدهید سخنی از امام حسین(ع) تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 22:4 | نویسنده : علی از امام حسین (ع) پرسیدند: بزرگی در چیست؟ حضرت جواب دادند : سازگاری با بستگان و تحمل لغزش دیگران نظر بدهید فقیر تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 | 12:35 | نویسنده : علی روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد: عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم. برچسب‌ها: فقیر 3 نظر

تاريخ : شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 | 18:8 | نویسنده : محمدرضا
با تو هستم که بیهوده تهمت میزنی..... گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ... تهمت، آفت اخـلاقی و اجتماعی، سلاح برنده ای است كه دشمنان حق و تجاوزگران به حریم انسانیت در طول تاریخ و خاصه در راستای تاریخ ادیان الهی علیه پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام و طـلایه داران هدایت بشریت آن را بارها به كار گرفته و با این حربه تاكنون ضربه های كوبنده ای هم بر پیكره انسانیت وارد آورده اند. كاربرد این سلاح بُرنده كه عموماً از سوی طـاغوت ها و استبدادگران و مزدوران جیره خوار آنها و افراد مغرض و آلوده اعمال می گردیده است، گاهی چنان ویرانگر بوده كه پیامبران معصوم و فرستادگان خداوند را كه برای هدایت و سامان بخشیدن به مشكلات بشریت آمده بودند و بر سر این هدف فداكاری می كردند و حتی جان می باختند، آنان را دشمنان مردم و مخرب جـامعه معرفی كرده است. حربه تهمت در طـول تاریخ از سوی حسودان و قدرت طـلبان و بیمار دلان و گاهی افراد پست و سست عنصر و شكست خورده یك وسیله عقده گشایی یك جنگ و یك وسیله از میدان بدر كردن رقیب و خـراب كردن كسی كه مورد عناد و كینه آنان بوده واقع شده است و در میدان زندگی و در صحنه ادای رسالت بسیاری از افراد پـاك ضربه ها دیده اند و محروم و مظلوم واقع شده اند. دشمنان دین خدا نوح نبی علیه السلام را دیوانه، موسی علیه السلام را جادوگر، هود علیه السلام را سفیه و نادان، پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه و آله را شاعر كاهن مجنون می نامیدند. بسیاری از علما و دانشمندان مورد افترا و تهمت قرار گرفته به انزوا و زندان و حبس و تبعید مبتلا شده و زحمات طاقت فرسا و هستی و حیات آنان نابود شده است. گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ... تهمت زدن به بى گناه از زشت ترین كارهایى است كه اسلام آن را به شدت محكوم ساخته است. آیات قرآن و روایات متعدد اسلامى كه درباره این موضوع وارد شده است، نظر اسلام را در این زمینه روشن مى سازد: «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.»1 یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ به حساب آورده شده است، تهمت زدن خصوصاَ تهمت زدن به زنان است: «إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « کسانی که زنان پاکدامن و بی ‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می ‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.2 «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»؛ «در آن روز زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالی که مرتکب می ‏شدند گواهی می ‏دهد.»3 همچنین می فرماید: «وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و آنان که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده ‏اند آزار می ‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‏ اند.»4 مجازات تهمت در دنیا و آخرت خداوند در قرآن می فرماید: «وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَدًا وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ «و کسانی که آنان پاکدامن را متهمّ می ‏کنند، سپس چهار شاهد(بر مدّعای خود) نمی ‏آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند، مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می ‏بخشد)؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.» برچسب‌ها: تهمت 5 نظر چوب تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 22:40 | نویسنده : علی یارو پدرش تو بستر مرگ بوده می گه بیا بشین کنارم کارت دارم بعد یه چوب می ده دست پسرش. پسره هم که می خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه. پدره سکته می کنه درجا می میره. مامانش می گه خاک تو سرت اینساز نی از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسیده بود! 2 نظر نماز تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 22:28 | نویسنده : علی نمازی كه از ترس جهنم خوانده شود، نماز بردگان است. نمازی كه به شوق بهشت خوانده شود، نماز تاجران است. اما نماز اولیاء الهی نمازی است كه با عشق به خدا اقامه می شود. "امام صادق(ع)" نظر بدهید احساس کودکانه تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 22:47 | نویسنده : علی مدیر دبستان: پسر شما شما اخراجه پروندشو تحویل بگیرین پدر: چرا؟ مدیر:در تمام دوره کاریم با چنین چیزی رو به رو نشده بودم پدر: با چی؟ تو رو خدا یه جوری حرف بزنین که منم بفهمم درس نخونده کتک کاری کرده اخه چی کار کرده؟ اون بچه تازه کلاس پنجمه یه سال نمیشه که مادرش رو از دست داده انصافه اخراجش کنید؟ حرف بزنین چیکار کرده؟ اصلا الان کجاست؟ مدیر: بچه شما _ _ _ بچه شما_ _ _ پدر: بچه من چی؟ مدیر: بچه شما وسط کلاس جلو بیست جفت چشم به معلمش گفته: عاشقتم عشقم پدر: آ آ آ بغضش را فرو میخورد پدر:الان کجاست؟ مدیر: پشت در پدر از اتاق خارج میشود همه جا را خوب نگاه میکند اما اثری از پسرش نیست بلند داد میزند سیاوش اما جوابی نمیشنود چشمش به صندلی های کنار در میخورد و کیف پسرش را انجا میبیند روی کیف روی یک تکه کاغذ نوشته شده بود: صداش خیلی شبیه مامان بود بابا منو ببخش …!!! دبستان مادر معلم پدر کودکانه۱۳۹۲-۱۲-۰۳ سعید جنگجوی برچسب‌ها: احساس کودکانه 1 نظر علی شریعتی تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 22:8 | نویسنده : علی زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم. ( دکتر شریعتی ) برچسب‌ها: علی شریعتی نظر بدهید آدم تاريخ : جمعه هجدهم بهمن 1392 | 22:5 | نویسنده : علی آدم های ساده را دوست دارم! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند! همان ها که برای... همه لبخند دارند! همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند! آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است!! آدم های ساده را دوست دارم! بوی ناب “ آدم ” می دهند برچسب‌ها: آدم نظر بدهید مترسک تاريخ : چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 | 10:44 | نویسنده : علی مترسک گفت:گندم توشاهدباش مرابرای ترساندن آفریده اندامامن عاشق پرنده ای بودم که ازگرسنگی مرد.............................. نظر بدهید عمری به کوتاهی یک سجده تاريخ : چهارشنبه دوم بهمن 1392 | 8:43 | نویسنده : علی عمری به کوتاهی یک سجده.. روزی یکی از انبیای الهی در گذر خود به مردی پیر و فرتوت برخورد که برای خود جایگاهی در بالای درختی کهن‌سال ساخته بود و در آن به عبادت خدا مشغول بود. سر سخن را با او باز کرد و در نهایت پرسید: حالا چرا اینجا زندگی می‌کنی؟ گفت: جوان که بودم در عالم رؤیا به من خبر دادند که بیش از ۹۰۰ سال زندگی نخواهم کرد، لذا حیفم آمد که این عمر کوتاه را به جای عبادت، در راه ساختن خانه و کاشانه تلف کنم. آن نبی گفت: اما به من خبر رسیده که زمانی خواهد رسید که در آن مردمان بیش از ۸۰ یا ۹۰ سال عمر نمی‌کنند، اما برای خود قصرها و برج‌ها می‌سازند. او گفت: عجبا، اگر عمر من ۹۰ سال بود که آن را با یک سجده سپری می‌کردم برچسب‌ها: عمری به کوتاهی یک سجده نظر بدهید آخرین زنگ خدا تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 10:40 | نویسنده : علی هیج می دانید آخرین زنگ خدا کی به صدا در می آید ؟ خدا می داند ولی .......... آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد ونه می شود سر کسی را کلاه گذاشت . آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه ی بزرگی اش از یک جلسه ی امتحان مدرسه هم کوچکتر بود ! .... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد. خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد ، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوبها بنویسند. خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگ های تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم. خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم . وسعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چک نویسی بیش نیست . چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است برچسب‌ها: آخرین زنگ خدا نظر بدهید خدا تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 10:35 | نویسنده : علی خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان اما بقدر فهم تو کوچک میشود و بقدر نیاز تو فرود می آید و بقدر آرزوی تو گسترده میشود و بقدر ایمان تو کارگشا میشود و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود و به قدر دل امیدواران گرم میشود برچسب‌ها: خدا نظر بدهید خدایا تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 22:7 | نویسنده : علی خدایا اگر خوابم بیدارم کن و اگر خزانم بهارم کن. اگر در هزار توی شب گم شده ام، جاده صبح را نشانم بده و اگر از تو دور مانده ام در نزدیکی دستان گرم خود مکانم بده! خدایا اگر تو روبروی من ندرخشی، هیچ یک از پنجره های جهان را باز نخواهم کرد و اگر تو به رویم لبخند نزنی، شکوه ها و گلایه هایم را آغاز نخواهم کرد. خدایا، از عقربه های ساعت گله دارم که زمان را با خود بردند و مرا میان زمین و آسمان بلاتکلیف گذاشتند. از روزگار گله دارم که هیچ گاه دست مرا به گرمی نفشرد و پیوسته مرا به سایه ها سپرد. از خودم گله دارم که هرگز پاهایم را به دوردستها نفرستادم و قلب فرسوده ام را زیر باران تند بهاری نشستم. خدایا، کاش حرف عاشقانه ای بودم و دهان به دهان می گشتم. کاش شاخه ای سرسبز بودم و پرنده های فقیر بر شانه ام می نشستند. کاش نرده ای بودم و مسافران خسته به من تکیه می دادند. کاش پشت پرده شب پنهان نمی شدم. کاش اینچنین و آنچنان نمی شدم. کاش وقتی باران می بارید به خیابان می رفتم تا ناخن هایم شکوفه بدهند. خدایا، این پوست را که تو را دوست دارد، چگونه از خود جدا کنم؟ اشک هایم را که تو در قطره قطره آن پیدایی، چگونه در دستمالی کهنه بپیچم و در صندوق بگذارم؟ غم های مقدسم را که اصل و نسب آن ها به تو می رسد، چگونه از یاد ببرم؟ خدایا، امروز که پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگان ندارم، امیدم به توست. پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفترهای دیروزم را ورق بزنی، دوستم داشته باش. برچسب‌ها: خدایا نظر بدهید سخنی از امام حسین(ع) تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 22:4 | نویسنده : علی از امام حسین (ع) پرسیدند: بزرگی در چیست؟ حضرت جواب دادند : سازگاری با بستگان و تحمل لغزش دیگران نظر بدهید فقیر تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 | 12:35 | نویسنده : علی روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد: عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم. برچسب‌ها: فقیر 3 نظر

تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 13:21 | نویسنده : محمدرضا

از حضرت علی «علیه السلام» پرسیدند : نظر شما در مورد دنیا چیست؟

حضرت فرمود : من بیزار از «دنیا» و عاشق «زندگی» هستم؛

گفتند : مگر بین زندگی و دنیا فرقی هم هست؟

فرمود : «دنیا» خور، خواب، خشم و شهوت است؛

ولی «زندگی» نگریستن به چشمانِ کودک یتیمی است؛

که از پس پرده ی شوق به انسان می نگرد ...

برای اینکه انسان متعادل  باشیم چه کنیم ؟

 

1-  خشم را از خود  دور کنید .

این امر باعث تعادل روانی شما می شود .

2- آرامش داشته باشید .

آرامش باعث بهبود تفکر و برنامه ریزی در شما می شود .  

3- والدین ، اساتید و... خود را احترام کنید

این امر به جلوگیری از خودخواهی و.. شما جلوگیری می کند و به گوهر فروتنی آراسته می شوید . 

4- شرافتمندانه زندگی کنید.

دزدی ، رشوه ، متلک گفتن و عدم مسئولیت در مقابل کار محوله  .... اثرات نامطلوبی بر اخلاق شما

 می گذارد .  به حرفها و قول های خود عمل کنید .

5- نسبت به موجودات زنده قدردان باشید

این امر باعث می شود شما کسی را اذیت نکنید و همه از شما راضی باشند .

  6- انرژی مثبت بدهید و انسان خوبی باشید تا دیگران هم با شما خوب باشند

7- درد و دل خود را در نور شمع با خدا در میان بگذارید .

8- صبحها به هنگام تنفس در کنار پنجره از خدا به خاطر نعمتهایی که به شما داده تشکر کنید .

9- ساعتی را آرام نشسته چشهایتان را ببندید به آنچه که دوست دارید و برایتان دوست داشتنی و زیباست فکر کنید . مثل منظره یک آبشار و.... به سفر خیالی بروید .

10- به خواستهای منطقی دیگران توجه کنید هر کار خوبی که می کنید احساس کنید خدا شما را تحسین می گوید

11- رنج دیگران را بشناسید در راه آشتی و بخشش و کمک به دیگران کار کنید

12-  خود را از مزاحمت و تجاوز به دیگران محفوظ کنید

 

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.

 

آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:


عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.


ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند.


حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم.


برچسب‌ها: فقیر

 

تاريخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 22:7 | نویسنده : علی

خدایا اگر خوابم بیدارم کن و اگر خزانم بهارم کن. اگر در هزار توی شب گم شده ام، جاده صبح را نشانم بده و اگر از تو دور مانده ام در نزدیکی دستان گرم خود مکانم بده!

خدایا اگر تو روبروی من ندرخشی، هیچ یک از پنجره های جهان را باز نخواهم کرد و اگر تو به رویم لبخند نزنی، شکوه ها و گلایه هایم را آغاز نخواهم کرد.

خدایا، از عقربه های ساعت گله دارم که زمان را با خود بردند و مرا میان زمین و آسمان بلاتکلیف گذاشتند. از روزگار گله دارم که هیچ گاه دست مرا به گرمی نفشرد و پیوسته مرا به سایه ها سپرد. از خودم گله دارم که هرگز پاهایم را به دوردستها نفرستادم و قلب فرسوده ام را زیر باران تند بهاری نشستم.

خدایا، کاش حرف عاشقانه ای بودم و دهان به دهان می گشتم. کاش شاخه ای سرسبز بودم و پرنده های فقیر بر شانه ام می نشستند. کاش نرده ای بودم و مسافران خسته به من تکیه می دادند. کاش پشت پرده شب پنهان نمی شدم. کاش اینچنین و آنچنان نمی شدم. کاش وقتی باران می بارید به خیابان می رفتم تا ناخن هایم شکوفه بدهند.

خدایا، این پوست را که تو را دوست دارد، چگونه از خود جدا کنم؟ اشک هایم را که تو در قطره قطره آن پیدایی، چگونه در دستمالی کهنه بپیچم و در صندوق بگذارم؟ غم های مقدسم را که اصل و نسب آن ها به تو می رسد، چگونه از یاد ببرم؟

خدایا، امروز که پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگان ندارم، امیدم به توست. پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفترهای دیروزم را ورق بزنی، دوستم داشته باش.


برچسب‌ها: خدایا

GetBC(207); نظر بدهید
 
 
هیج می دانید آخرین زنگ خدا کی به صدا در می آید ؟

خدا می داند ولی ..........

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد

ونه می شود سر کسی را کلاه گذاشت .

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه ی بزرگی اش از یک جلسه ی

امتحان مدرسه هم کوچکتر بود !

.... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی

بود سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد ، روی تخته سیاه

قیامت اسم ما را در لیست خوبها بنویسند.

خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگ های تفریح

آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم.

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم .

وسعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را

در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چک نویسی

بیش نیست .

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است



برچسب‌ها: آخرین زنگ خدا

GetBC(209); نظر بدهید
 

با تو هستم که بیهوده تهمت میزنی.....

گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ...

تهمت، آفت اخـلاقی و اجتماعی، سلاح برنده ای است كه دشمنان حق و تجاوزگران به حریم انسانیت در طول تاریخ و خاصه در راستای تاریخ ادیان الهی علیه پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام و طـلایه داران هدایت بشریت آن را بارها به كار گرفته و با این حربه تاكنون ضربه های كوبنده ای هم بر پیكره انسانیت وارد آورده اند.

كاربرد این سلاح بُرنده كه عموماً از سوی طـاغوت ها و استبدادگران و مزدوران جیره خوار آنها و افراد مغرض و آلوده اعمال می گردیده است، گاهی چنان ویرانگر بوده كه پیامبران معصوم و فرستادگان خداوند را كه برای هدایت و سامان بخشیدن به مشكلات بشریت آمده بودند و بر سر این هدف فداكاری می كردند و حتی جان می باختند، آنان را دشمنان مردم و مخرب جـامعه معرفی كرده است. حربه تهمت در طـول تاریخ از سوی حسودان و قدرت طـلبان و بیمار دلان و گاهی افراد پست و سست عنصر و شكست خورده یك وسیله عقده گشایی یك جنگ و یك وسیله از میدان بدر كردن رقیب و خـراب كردن كسی كه مورد عناد و كینه آنان بوده واقع شده است و در میدان زندگی و در صحنه ادای رسالت بسیاری از افراد پـاك ضربه ها دیده اند و محروم و مظلوم واقع شده اند. دشمنان دین خدا نوح نبی علیه السلام را دیوانه، موسی علیه السلام را جادوگر، هود علیه السلام را سفیه و نادان، پیامبر عالیقدر اسلام  صلی الله علیه و آله را شاعر كاهن مجنون می نامیدند. بسیاری از علما و دانشمندان مورد افترا و تهمت قرار گرفته به انزوا و زندان و حبس و تبعید مبتلا شده و زحمات طاقت فرسا و هستی و حیات آنان نابود شده است.

گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ...

تهمت زدن به بى گناه از زشت ترین كارهایى است كه اسلام آن را به شدت محكوم ساخته است. آیات قرآن و روایات متعدد اسلامى كه درباره این موضوع وارد شده است، نظر اسلام را در این زمینه روشن مى سازد: «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.»1

یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ به حساب آورده شده است، تهمت زدن خصوصاَ تهمت زدن به زنان است: «إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « کسانی که زنان پاکدامن و بی ‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می ‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.2 «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»؛ «در آن روز زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالی که مرتکب می ‏شدند گواهی می ‏دهد.»3

همچنین می فرماید: «وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و آنان که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده ‏اند آزار می ‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‏ اند.»4

مجازات تهمت در دنیا و آخرت

خداوند در قرآن می فرماید: «وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَدًا وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ «و کسانی که آنان پاکدامن را متهمّ می ‏کنند، سپس چهار شاهد(بر مدّعای خود) نمی ‏آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند، مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می ‏بخشد)؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.»


برچسب‌ها: تهمت

GetBC(217); 5 نظر
 

به نام آفریدگار بهار
 آرزو دارم بهـــــــــــــاران مــــــال تو                یک سبد گل های خندان مـــــــال تـو

هرچـــــــــــــه لبخند بهاری صورتی               ‌یک بغل عطر بهاری مـــــــــــــــــال تـو


روزهــــــــــــای کوته کودک شـــدن                بازی های بچه گانه مـــــــــــــــــال تو

هرچه شادی هرچه خوبی مال تو                لحظه های بی غم شدن هم مـال تو

سخت بوسیدن باران های ســـــرد              چک چک ابر بهـــــــــاری مـــــــــــال تو

خطی خطی های روی شیشه مال تو          ‌مه گرفتن های خاکــــــی مــــــــــال تو

خاک بازی  لی لی و هفت سنگ هم           لحظـــه های خاطــــــــره ام مــــــال تو

گرچه چون ابر بهــــــــــــــــــاران با توام           اشک های عاشــــقی هم مـــــــال تو

هر چه هدیــه هر چـــــه برگ سبـــــــز           یک دفعه یک جــــــــا از ته دل مــــال تو

تقدیم به دل های سبز و کوچک کودکان ایران

 

يكى، در پيش بزرگى از فقر خود شكايت مى‏كرد و سخت مى‏ناليد. گفت: «خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟»
گفت: «البته كه نه. دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمى‏كنم.»
گفت: «عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى‏كنى؟»
گفت: «نه.»
گفت: «گوش و دست و پاى خود را چطور؟»
گفت: «هرگز.»
گفت: «پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است. باز شكايت دارى و گله مى‏كنى؟! بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش‏تر و خوش‌بخت‏تر از بسيارى از انسان‏هاى اطراف خود مى‏بينى. پس آنچه تو را داده‏اند، بسى بيش‏تر از آن است كه ديگران را داده‏اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيش‏ترى هستى


برچسب‌ها: قیمت شما چند است

GetBC(219); 1 نظر
 
 
 

رحیم

پرورشی

خودشناسی:اولین هدف تعلیم وتربیت دینی فراهم سازی بستر(خودشناسی)است.مسئله ی معرفت نفس درجهان بینی اسلام مهم ترین و مقدم ترین مرحله شناخت لازم برای هر انسانی است.اهمیت وارزش معرفت نفس آن قدر است که ریشه ومنشا تمام خیرهامحسوب میشود.

اسلام توجه و عنایت خاصی داردکه انسان خودرابشناسدوجایگاه وموقعیت خویشتن رادرجهان آفرینش تشخیص دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 23:48  توسط حسینی  |  GetBC(12); نظر بدهید

هفته معلم گرامی باد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:34  توسط حسینی  |  GetBC(11); نظر بدهید

اولین هدف تربیت دینی فراهم سازی بستر (خودشناسی)است مسئله ی معرفت نفس در جهان بینی اسلام مهم ترین و مقدم ترین مرحله شناخت لازم برای هر انسانی است.اهمیت و ارزش معرفت نفس آن قدر است که ریشه و منشا تمام خیرها محسوب میشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:30  توسط حسینی  |  GetBC(10); نظر بدهید

  • خاک؛ بهترین سجده‌گاه
  • از شدت سوختگی که در پیشانیمان و کف دستمانمان در حالت نماز ایجاد می‌شد و مجبور بودیم به سنگریزه‌های داغ سجده کنیم به پیامبر شکایت کردیم، پیامبر به این شکایت ما وقعی ننهادند.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 23:6  توسط حسینی  |  GetBC(9); نظر بدهید

    • چرا در نماز حواس پرت هستیم؟
    • نمازی که در آن حلقه ی جان خود را به دریای محبّت الهی پیونده زده و با دلی لبریز از شور و اشتیاق در پیشگاه خداوند بی همتا، حاضر شویم. ولی با آه و حسرتی برخاسته از جان، باید گفت که: در این لحظه با شکوه، با غول هولناکی به نام حواس پرتی روبرو هستیم. برای مؤمن،
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 22:56  توسط حسینی  |  GetBC(8); نظر بدهید

  • سجده شکر و ثواب و آثار آن
  • سپاس نعمت‌های حق‌تعالی، نشان معرفت و ادب و بندگی است. در آیات و روایات، به مسئله شکرگزاری از نعمت‌ها، بسیار سفارش شده و اینکه یاد نعمت‌ها، محبت انسان را به خدا زیاد می‌کند و نعمت‌های الهی را مستدام و افزون می‌گرداند. گرچه شکر نعمت‌ها، از توان و طاقت‌
  • + نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 22:50  توسط حسینی  |  GetBC(7); نظر بدهید

    کتاب وکتابخوانی ازنگاه مقام معظم رهبری

    وظیفه همه افرادفرهیخته وهمه نهادهای فرهنگی کشوراست که دراشاعه گسترش وتقویت هرچه بیشتر مساله کتاب وکتابخوانیااهتمام ورزند.

    + نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 23:9  توسط حسینی  |  GetBC(6); نظر بدهید

    اهم فعالیتهای معاونت پرورشی در دهه ی فجر 90

    اهم فعالیتهای انجام شده ایام دهه ی فجر سال 1390 (دبستان دانش داران )

    ü     آذین بندی فضای آموزشگاه با مشارکت همکاران و دانش آموزان

    ü     پخش سرود های انقلابی

    ü     نواختن زنگ انقلاب همزمان با ورود امام خمینی ( ره)

    ü     معرفی دستاوردهای انقلاب در طول سی وسه سال گذشته درابعاد ارزشهای اسلامی ایرانی

    ü     برگزاری مراسم ویژه ی جشن میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق و آغاز امامت امام مهدی (عج)

    ü     اعلام عناوین ایام الله دهه ی فجر انقلاب اسلامی هنگام مراسم صبحگاه

    ü     اجرای مراسم جشن دهه ی فجر با مشارکت همکاران و دانش آموزان در روزهای 18 و 19 بهمن ماه

    ü     اجرای مسابقه ی مقاله نویسی وانشا نویسی توسط دانش آموزان درباره ی خاطرات انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب

     

    ü     تهیه روزنامه ی دیواری توسط دانش آموزان درباره ی خاطرات انقلاب اسلامی

     

    حضرت اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) فرمودند:

    اى مردم! به خدا سوگند من هرگز شما را به هيچ طاعتى فرا نمی ‏خوانم مگر آن كه خود بر شما. در عمل به آن. پيشى مى‏جويم و از هيچ گناهى بازتان نمی ‏دارم و نهى نمى‏كنم. مگر آن كه پيش از شما، خود را از عمل به آن باز می‏دارم.
    نهج البلاغه، خطبه
    173

     


    میلاد امیر سخن حضرت علی علیه السلام بر تمام شیعیان مبارکباد

    روز پدر نیز بر همه ی پدرها بوِیژه پدرهای دانش آموزان آموزشگاه دانش مبارکباد.



    تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 | 16:52 | نویسنده : دانش | GetBC(399); 1 نظر

     

     
     


    تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 | 13:12 | نویسنده : محمدرضا
    تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 | 12:38 | نویسنده :شفیعی ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو سوره هل اتی بخوان نکته لافتی بگو نظر بدهید قیمت شما چند است؟ تاريخ : سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 | 9:43 | نویسنده : علی يكى، در پيش بزرگى از فقر خود شكايت مى‏كرد و سخت مى‏ناليد. گفت: «خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟» گفت: «البته كه نه. دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمى‏كنم.» گفت: «عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى‏كنى؟» گفت: «نه.» گفت: «گوش و دست و پاى خود را چطور؟» گفت: «هرگز.» گفت: «پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است. باز شكايت دارى و گله مى‏كنى؟! بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش‏تر و خوش‌بخت‏تر از بسيارى از انسان‏هاى اطراف خود مى‏بينى. پس آنچه تو را داده‏اند، بسى بيش‏تر از آن است كه ديگران را داده‏اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيش‏ترى هستى برچسب‌ها: قیمت شما چند است 1 نظر بهار تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 22:43 | نویسنده : علی به نام آفریدگار بهار آرزو دارم بهـــــــــــــاران مــــــال تو یک سبد گل های خندان مـــــــال تـو هرچـــــــــــــه لبخند بهاری صورتی ‌یک بغل عطر بهاری مـــــــــــــــــال تـو روزهــــــــــــای کوته کودک شـــدن بازی های بچه گانه مـــــــــــــــــال تو هرچه شادی هرچه خوبی مال تو لحظه های بی غم شدن هم مـال تو سخت بوسیدن باران های ســـــرد چک چک ابر بهـــــــــاری مـــــــــــال تو خطی خطی های روی شیشه مال تو ‌مه گرفتن های خاکــــــی مــــــــــال تو خاک بازی لی لی و هفت سنگ هم لحظـــه های خاطــــــــره ام مــــــال تو گرچه چون ابر بهــــــــــــــــــاران با توام اشک های عاشــــقی هم مـــــــال تو هر چه هدیــه هر چـــــه برگ سبـــــــز یک دفعه یک جــــــــا از ته دل مــــال تو تقدیم به دل های سبز و کوچک کودکان ایران 6 نظر تهمت تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 | 22:17 | نویسنده : علی با تو هستم که بیهوده تهمت میزنی..... گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ... تهمت، آفت اخـلاقی و اجتماعی، سلاح برنده ای است كه دشمنان حق و تجاوزگران به حریم انسانیت در طول تاریخ و خاصه در راستای تاریخ ادیان الهی علیه پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام و طـلایه داران هدایت بشریت آن را بارها به كار گرفته و با این حربه تاكنون ضربه های كوبنده ای هم بر پیكره انسانیت وارد آورده اند. كاربرد این سلاح بُرنده كه عموماً از سوی طـاغوت ها و استبدادگران و مزدوران جیره خوار آنها و افراد مغرض و آلوده اعمال می گردیده است، گاهی چنان ویرانگر بوده كه پیامبران معصوم و فرستادگان خداوند را كه برای هدایت و سامان بخشیدن به مشكلات بشریت آمده بودند و بر سر این هدف فداكاری می كردند و حتی جان می باختند، آنان را دشمنان مردم و مخرب جـامعه معرفی كرده است. حربه تهمت در طـول تاریخ از سوی حسودان و قدرت طـلبان و بیمار دلان و گاهی افراد پست و سست عنصر و شكست خورده یك وسیله عقده گشایی یك جنگ و یك وسیله از میدان بدر كردن رقیب و خـراب كردن كسی كه مورد عناد و كینه آنان بوده واقع شده است و در میدان زندگی و در صحنه ادای رسالت بسیاری از افراد پـاك ضربه ها دیده اند و محروم و مظلوم واقع شده اند. دشمنان دین خدا نوح نبی علیه السلام را دیوانه، موسی علیه السلام را جادوگر، هود علیه السلام را سفیه و نادان، پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه و آله را شاعر كاهن مجنون می نامیدند. بسیاری از علما و دانشمندان مورد افترا و تهمت قرار گرفته به انزوا و زندان و حبس و تبعید مبتلا شده و زحمات طاقت فرسا و هستی و حیات آنان نابود شده است. گاهی آدم ها چه راحت به یکدیگر انگ می چسبانند ... گاهی چقدر راحت برخی چیزها را که نیست به یکدیگر نسبت می دهند ... اگر آنچه که به یکدیگر نسبت می دهند، واقعیت نداشته باشد، چه؟ ... اگر با این دروغی که به یکدیگر نسبت می دهند، آبرویی ریخته شود، کاشانه ای از هم پاشیده شود، میان فامیلی به هم بریزد چه؟ ... تهمت و افترا می تواند همه چیز را از بین ببرد ... تهمت زدن به بى گناه از زشت ترین كارهایى است كه اسلام آن را به شدت محكوم ساخته است. آیات قرآن و روایات متعدد اسلامى كه درباره این موضوع وارد شده است، نظر اسلام را در این زمینه روشن مى سازد: «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.»1 یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ به حساب آورده شده است، تهمت زدن خصوصاَ تهمت زدن به زنان است: «إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « کسانی که زنان پاکدامن و بی ‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می ‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.2 «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»؛ «در آن روز زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالی که مرتکب می ‏شدند گواهی می ‏دهد.»3 همچنین می فرماید: «وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا»؛ «و آنان که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده ‏اند آزار می ‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‏ اند.»4 مجازات تهمت در دنیا و آخرت خداوند در قرآن می فرماید: «وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَدًا وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ «و کسانی که آنان پاکدامن را متهمّ می ‏کنند، سپس چهار شاهد(بر مدّعای خود) نمی ‏آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند، مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می ‏بخشد)؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.» برچسب‌ها: تهمت 5 نظر خدایا اگر خوابم بیدارم کن و اگر خزانم بهارم کن. اگر در هزار توی شب گم شده ام، جاده صبح را نشانم بده و اگر از تو دور مانده ام در نزدیکی دستان گرم خود مکانم بده! خدایا اگر تو روبروی من ندرخشی، هیچ یک از پنجره های جهان را باز نخواهم کرد و اگر تو به رویم لبخند نزنی، شکوه ها و گلایه هایم را آغاز نخواهم کرد. خدایا، از عقربه های ساعت گله دارم که زمان را با خود بردند و مرا میان زمین و آسمان بلاتکلیف گذاشتند. از روزگار گله دارم که هیچ گاه دست مرا به گرمی نفشرد و پیوسته مرا به سایه ها سپرد. از خودم گله دارم که هرگز پاهایم را به دوردستها نفرستادم و قلب فرسوده ام را زیر باران تند بهاری نشستم. خدایا، کاش حرف عاشقانه ای بودم و دهان به دهان می گشتم. کاش شاخه ای سرسبز بودم و پرنده های فقیر بر شانه ام می نشستند. کاش نرده ای بودم و مسافران خسته به من تکیه می دادند. کاش پشت پرده شب پنهان نمی شدم. کاش اینچنین و آنچنان نمی شدم. کاش وقتی باران می بارید به خیابان می رفتم تا ناخن هایم شکوفه بدهند. خدایا، این پوست را که تو را دوست دارد، چگونه از خود جدا کنم؟ اشک هایم را که تو در قطره قطره آن پیدایی، چگونه در دستمالی کهنه بپیچم و در صندوق بگذارم؟ غم های مقدسم را که اصل و نسب آن ها به تو می رسد، چگونه از یاد ببرم؟ خدایا، امروز که پنجره ای برای تماشا و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگان ندارم، امیدم به توست. پس بی آنکه نامم را بپرسی و دفترهای دیروزم را ورق بزنی، دوستم داشته باش. برای اینکه انسان متعادل باشیم چه کنیم ؟ 1- خشم را از خود دور کنید . این امر باعث تعادل روانی شما می شود . 2- آرامش داشته باشید . آرامش باعث بهبود تفکر و برنامه ریزی در شما می شود . 3- والدین ، اساتید و... خود را احترام کنید این امر به جلوگیری از خودخواهی و.. شما جلوگیری می کند و به گوهر فروتنی آراسته می شوید . 4- شرافتمندانه زندگی کنید. دزدی ، رشوه ، متلک گفتن و عدم مسئولیت در مقابل کار محوله .... اثرات نامطلوبی بر اخلاق شما می گذارد . به حرفها و قول های خود عمل کنید . 5- نسبت به موجودات زنده قدردان باشید این امر باعث می شود شما کسی را اذیت نکنید و همه از شما راضی باشند . 6- انرژی مثبت بدهید و انسان خوبی باشید تا دیگران هم با شما خوب باشند 7- درد و دل خود را در نور شمع با خدا در میان بگذارید . 8- صبحها به هنگام تنفس در کنار پنجره از خدا به خاطر نعمتهایی که به شما داده تشکر کنید . 9- ساعتی را آرام نشسته چشهایتان را ببندید به آنچه که دوست دارید و برایتان دوست داشتنی و زیباست فکر کنید . مثل منظره یک آبشار و.... به سفر خیالی بروید . 10- به خواستهای منطقی دیگران توجه کنید هر کار خوبی که می کنید احساس کنید خدا شما را تحسین می گوید 11- رنج دیگران را بشناسید در راه آشتی و بخشش و کمک به دیگران کار کنید 12- خود را از مزاحمت و تجاوز به دیگران محفوظ کنید از حضرت علی «علیه السلام» پرسیدند : نظر شما در مورد دنیا چیست؟ حضرت فرمود : من بیزار از «دنیا» و عاشق «زندگی» هستم؛ گفتند : مگر بین زندگی و دنیا فرقی هم هست؟ فرمود : «دنیا» خور، خواب، خشم و شهوت است؛ ولی «زندگی» نگریستن به چشمانِ کودک یتیمی است؛ که از پس پرده ی شوق به انسان می نگرد ... رحیم پرورشی خودشناسی:اولین هدف تعلیم وتربیت دینی فراهم سازی بستر(خودشناسی)است.مسئله ی معرفت نفس درجهان بینی اسلام مهم ترین و مقدم ترین مرحله شناخت لازم برای هر انسانی است.اهمیت وارزش معرفت نفس آن قدر است که ریشه ومنشا تمام خیرهامحسوب میشود. اسلام توجه و عنایت خاصی داردکه انسان خودرابشناسدوجایگاه وموقعیت خویشتن رادرجهان آفرینش تشخیص دهد. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 23:48 توسط حسینی | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- هفته معلم گرامی باد. + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:34 توسط حسینی | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- اولین هدف تربیت دینی فراهم سازی بستر (خودشناسی)است مسئله ی معرفت نفس در جهان بینی اسلام مهم ترین و مقدم ترین مرحله شناخت لازم برای هر انسانی است.اهمیت و ارزش معرفت نفس آن قدر است که ریشه و منشا تمام خیرها محسوب میشود. + نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:30 توسط حسینی | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- خاک؛ بهترین سجده‌گاه از شدت سوختگی که در پیشانیمان و کف دستمانمان در حالت نماز ایجاد می‌شد و مجبور بودیم به سنگریزه‌های داغ سجده کنیم به پیامبر شکایت کردیم، پیامبر به این شکایت ما وقعی ننهادند. + نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 23:6 توسط حسینی | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- چرا در نماز حواس پرت هستیم؟ نمازی که در آن حلقه ی جان خود را به دریای محبّت الهی پیونده زده و با دلی لبریز از شور و اشتیاق در پیشگاه خداوند بی همتا، حاضر شویم. ولی با آه و حسرتی برخاسته از جان، باید گفت که: در این لحظه با شکوه، با غول هولناکی به نام حواس پرتی روبرو هستیم. برای مؤمن، + نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 22:56 توسط حسینی | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- سجده شکر و ثواب و آثار آن سپاس نعمت‌های حق‌تعالی، نشان معرفت و ادب و بندگی است. در آیات و روایات، به مسئله شکرگزاری از نعمت‌ها، بسیار سفارش شده و اینکه یاد نعمت‌ها، محبت انسان را به خدا زیاد می‌کند و نعمت‌های الهی را مستدام و افزون می‌گرداند. گرچه شکر نعمت‌ها، از توان و طاقت‌ + نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 22:50 توسط حسینی | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- کتاب وکتابخوانی ازنگاه مقام معظم رهبری وظیفه همه افرادفرهیخته وهمه نهادهای فرهنگی کشوراست که دراشاعه گسترش وتقویت هرچه بیشتر مساله کتاب وکتابخوانیااهتمام ورزند. + نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 23:9 توسط حسینی | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- اهم فعالیتهای معاونت پرورشی در دهه ی فجر 90 اهم فعالیتهای انجام شده ایام دهه ی فجر سال 1390 (دبستان دانش داران ) ü آذین بندی فضای آموزشگاه با مشارکت همکاران و دانش آموزان ü پخش سرود های انقلابی ü نواختن زنگ انقلاب همزمان با ورود امام خمینی ( ره) ü معرفی دستاوردهای انقلاب در طول سی وسه سال گذشته درابعاد ارزشهای اسلامی ایرانی ü برگزاری مراسم ویژه ی جشن میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق و آغاز امامت امام مهدی (عج) ü اعلام عناوین ایام الله دهه ی فجر انقلاب اسلامی هنگام مراسم صبحگاه ü اجرای مراسم جشن دهه ی فجر با مشارکت همکاران و دانش آموزان در روزهای 18 و 19 بهمن ماه ü اجرای مسابقه ی مقاله نویسی وانشا نویسی توسط دانش آموزان درباره ی خاطرات انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب ü تهیه روزنامه ی دیواری توسط دانش آموزان درباره ی خاطرات انقلاب اسلامی

    تاريخ : یکشنبه دوم تیر 1392 | 10:26 | نویسنده : محمدرضا
     

       

     

     

    میلاد ژربرکت امام عصر (عج)مبارک باد

    یکی از جمعه ها جان خواهد آمد              به درد عشق درمان  خواهد آمد

    غبار از خانه های دل بگیرید                     که براین خانه مهمان خواهد آمد

    شعر ميلاد امام زمان عج، نيمه شعبان

    نظرات 0

    همیشه رهسپرم سوی جاده ی خورشید

    منم مسافر پای پیاده ی خورشید

    چه فرق می كند از پشت ابر هم باشد

    به طالبش برسد استفاده ی خورشید

    منم كه كاسه به دستم منم كه تاریکم

    دو جرعه نور دهیدم ز باده ی خورشید

    اگر چه دورم از آقای خود ولی از او

    جدا نگشتنیم چون بُراده ی خورشید

    شناسنامه ی من صبح اول ایجاد

    چنین نوشته منم بنده زاده ی خورشید

    سلام می دهم از عمق این دلِ تاریك

    به آخرین پسر خانواده ی خورشید

    تویی تو معنی یا نور، عمق یا قدوس!

    بگو كه حضرت خورشید كِی رسم پابوس؟

    كبوتران خدا مژده ی سحر دادند

    تمام از شب میلاد تو خبر دادند

    كلاغ های دِهِ ما به یمن آمدنت

    چو بلبلان همه آواز عشق سر دادند

    بهار حُسن خداوند با رسیدن تو

    به شاخه شاخه ی این شعر برگ و بر دادند

    درخت ها همه هنگامه ی قدم زدنت

    ز شوق دیدن تو دست با تبر دادند

    عروسِ باغچه ی یاس، مادرت نرگس

    چه كرده بود به او این چنین ثمر دادند

    هزار شكر خدا را كه باز هم امروز

    به خانواده ی زهراییان پسر دادند

     

     

    نفس بریده صدا می زنیم در همه حال

    به دادمان برس ای میم و حا و میم و دال  

    هزار پرده هم افتد اگر به رخسارت

    به چشم كس نَبُوَد باز تاب دیدارت

    به شوق گرمی دستانت آمدم خورشید

    بیا و بار بده ذره را به دربارت

    به سایه سار بهشت خدا چه حاجتمان

    بس است بر سرمان سایه سار دیوارت

    هزار یوسف مصری كلاف حُسن به كف

    نشسته اند به صف در میان بازارت

    به شیوه ی پدرانت چه می شود بینم

    كنار سفره ی ما باز كردی افطارت

    برو سفر به سلامت كه هر كجا هستی

    امام آخر دنیا! خدا نگهدارت

    برو ولی به کجا؟ چشم ماست خانهٔ تو

    بیا دوباره گرفته دلم بهانهٔ تو

    روایت است كه در روزگار آمدنت

    زمین تمام شود بی قرار آمدنت

    روایت است كه بالاترین عبادتِ خلق

    در این زمانه بُوَد انتظار آمدنت

    روایت است ز اصحاب خوب شیطان است

    كسی كه كار ندارد به كار آمدنت

    روایت است كه با ذوالفقار می آیی

    چه با شكوه بُوَد اقتدار آمدنت

    روایت است قیامی كه سیدش یمنی ست

    خبر دهد چو نسیم از بهار آمدنش

    مقام رهبری آن سید خراسانی ست

    نشانه ی دگر روزگار آمدنت

    نشانه های ظهورت هنوز كامل نیست

    دلی كه منتظرت نیست گِل بُوَد دل نیست

    به هر کجا که سخن از تو در میان آید

    به جسم مردهٔ نطقم دوباره جان آید

    من آمدم که نباشم فقط تو باشی تو

    فنای ذات تو گشتن کمالمان آید

    که مثل توست که بعد از هزار و اندی سال؟

    زمان آمدنش باز هم جوان آید

    که مثل توست چنین و که چون رقیه چُنان؟

    که طفل باشد و چون پیر قد کمان آید

    که دیده است که سجده کند لب طفلی؟

    بر آن لبی که از آن بوی خیزران آید

    خرابه بود و سحر بود و دختر بابا

    بدون همسفرش رفت با سرِ بابا

     

     

    برخیز که حجت خدا می آید / رحمت زحریم کبریا می آید

    از گلشن عسگری گذر کن که سحر / بوی گل نرگس از فضا می آید

    ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

     

    .

    .

    .

    ای منتظران گنج نهان می آید

    آرامش جان عاشقان می آید

    بر بام سحر طلایه داران ظهور

    گفتند که صاحب الزمان می آید

    ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

    .

    .

    .

    قدم ‌هایت بوسه‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس

    جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست

    میلاد نرگس پنهان گرامی باد

    .

    .

    .

    سر راهت در انتظارم

    برده هجرت صبر و قرارم

    جز ظهورت ای گل زهرا

    به خدا حاجتی ندارم

    .

    .

    .

    شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان

    از مقدم پاک آن ولی سبحان

    آن پرده نشین کاخ وحدت امروز

    بنمود رخ از پرده و گردید عیان

    .

    .

    .

    همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی

    چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

    به کسی جمال خود را ننموده‏ای و ببینم

    همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

    .

    .

    .

    ای ماه فاطمه!

    به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم،

    همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد . . .

    .

    .

    .

    میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار،

    بر عموم مسلمین جهان مبارک باد

    .

    .

    .

    خجسته باد بزم قدسیان در صبحی که آفتاب زمین و آسمان به زیر سقف خانه نرگس طلوع می کند.

    .

    .

    .

    یا مهدی(عج)! ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق!

    میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛ بیا و حُسن ختام زمان باش!

    .

    .

    .

    میلادت مبارک باد، ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو،

    هماره دعای فرج را زمزمه می کنند . . .

    .

    .

    .

    ای مدنی برقع و مکی نقاب

    سایه نشین چند بُوَد آفتاب؟

    منتظران را به لب آمد نفس

    ای ز تو فریاد، به فریاد رس

    .

    .

    .

    پیک صبا دارد به لب از شوق دیدار این سخن

    بادا مبارک مقدمت یا سیدی! یابن الحسن

    شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان

    از مقدم پاک آن ولی سبحان

    آن پرده نشین کاخ وحدت امروز

    بنمود رخ از پرده و گردید عیان

    ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

    .

    .

    .

    ای وارث تاج و تخت محمود بیا / مرآت صفات پاک معبود بیا

    خلق آرزوی بهشت موعود کنند / والله تویی بهشت موعود بیا

    عید شعبان مبارک باد

    .

     



    تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 | 9:9 | نویسنده : محمدرضا
    عید مبعث ژیامبر مبارک

    بعثت نه این سرور، سرور ولایت است .. مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
    خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند ... احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است


    ادامه مطلب


    ادامه مطلب
    تاريخ : پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 | 10:15 | نویسنده : محمدرضا
     

    مادر آن در نایاب وبرترین گوهر آفرینش

    مــــــــادر

    تاج از فرق فلك برداشتن
    جاودان آن تاج بر سر داشتن

    در بهشت آرزو، ره یافتن
    هر نفس شهدی به ساغر داشتن

    صبح از بام جهان چون آفتاب
    روی گیتی را منور داشتن

    شامگه چون ماهِ رویا آفرین
    ناز بر افلاك اختر داشتن

    چون صبا در مزرع سبز فلك
    بال در بال كبوتر داشتن

    حشمت و جاه سلیمانی یافتن
    شوكت و فر سكندر داشتن

    تا ابد در اوج قدرت زیستن
    ملك هستی را مسخر داشتن

    بر تو ارزانی كه ما را خوش تر است
    لذت یك لحظه مادر داشتن !